تبلیغات اینترنتیclose
مشاوران هیروو
  • شهريور

    نشانه های افسردگی در کودکان و نوجوانان


    ارسال شده توسط: هیروو

     

    کودک افسرده

    نشانه ها و درمان افسردگی در کودکان و نوجوانان

     

    هنگامی که بشنویم کسی دچار افسردگی است به فکرمان خطور نمی‌کند که شخص بیمار کودک یا نوجوانی باشد، اما باید گفت که کودکان و حتی نوزاداننیز دچار افسردگی می‌شوند.

    مورد با اهمیت در افسردگی کودکان این است که ما افسردگی را در دوران شاد کودکی بعید می‌دانیم، گاهی به علائم و نشانه‌های آن دقت کافی نمیکنیم و آن نشانه‌ها را به گونه‌ای غلط تعبیر می‌کنیم، مثلا کم حرفی و منزوی بودن کودک در جمع را نشانه خجالت و کم رویی او می‌دانیم یا پرخاشگری ، خشم و تندخویی کودکان را به تربیت غلط مرتبط می‌سازیم، در حالی که این علائم می‌توانند از وجود افسردگی در فرزندمان خبر دهند.

    رفتار کودکان افسرده

    بعضی نشانه های افسردگی در کودکان و نوجوانان براحتی قابل تشخیص نیست و باید آنها را با دقت در حرکات و گفتار کودک و هنگام گفتگو با او فهمید، مثل اعتماد به نفس پایین همراه با احساس گناه به طوری که همیشه به دلیل کارهایی که انجام می‌دهد، عذرخواهی ‌کند یا خودش را مقصر بداند در حالی که به او ربطی ندارد و در واقع مشکلی نیز به وجود نیامده.

     

    چگونگی تشخیص افسردگی در کودک و نوجوان

    کودکان هرگز خودشان نمیتوانن نسبت به مشکلاتی که دارند آگاهی پیدا کنند و یا حتی بتوانند آن را توضیح دهند از این رو والدین باید هشیار باشند و همچنین با افزایش سطح آگاهی و دانش خود از طرق مختلف دید دقیقی نسبت به شرایط فرزندشان پیدا کنند 

    از راه های افزایش آگاهی والدین : مطالعه ، شرکت در کارگاه های تربیتی ،مشاوره با روانشناسان متخصص کودک و دیگر راه های مفید است ، البته در شرایط خاص و زمانی که دسترسی به منابع اطلاعاتی وجود ندارد و با توجه به علائم احساس نگرانی وجود دارد میتوان در مورد نشانه ها و علائم با مشاوره تلفنی کودک و نوجوان مشورت کرد و اقدامات لازم اولیه را انجام داد که بعدا در صورت نیاز به صورت حضوری به مشاور مراجعه کند

     

     
    برای درمان افسردگی در کودکان و نوجوانان چه باید کرد

    وجود علائم مشکوک در فرزند شما می‌تواند نشانه افسردگی او باشد، اما قبل از این‌که بخواهید خود تشخیص دهید از یک متخصص و روانشناس بخواهید تا به شما راهنمایی دهد ، چرا که علائم رفتاری و گفتاری در کودکان بسیار پیچیده است و به دلیل شناخت کم آنها از احساسات درونی خودشان نمی‌توانند براحتی حس و حالی که دارند را بروز داده یا برای شما توصیف کنند، به همین دلیل اگر چند علامت مشکوک را در فرزند خود دیدید، بهتر است قبل از هر چیز با یک متخصص روان‌شناسی کودک مشورت کنید تا بتوانید دلیل رفتار‌های او را بیابید و از بروز مشکلات بیشتر جلوگیری کنید.

     

    منبع : وبلاگ هیروو تبیان

     


     

  • شهريور

    چگونه مهارت های اجتماعی را در فرزندانمان تقویت کنیم


    ارسال شده توسط: هیروو


    اغلب والدین ترجیح می دهند فرزندانی تربیت کنند که به راحتی بتوانند با دیگران ارتباط برقرار کرده و دوستی های خوب و سالم داشته باشند...
    ولی متاسفانه نمی دانند از کجا شروع کنند و از چه روش هایی پیروی کنند. ما در این جا به شما روش هایی را معرفی می کنیم که با پیروی از آن ها بتوانید مهارت های اجتماعی را در فرزندانتان تقویت کنید.

    نقاط ضعف و قوت فرزندتان را شناسایی کنید.
    پیش از شروع هر کاری، رفتار فرزندتان را با دیگران زیرنظر بگیرید و نقاط ضعف و قوت او را ارزیابی کنید و ببینید آیا برای ارتباط برقرار کردن با دیگران تمایل دارد؟ آیا به کمک و همدردی با دوستان خود علاقه ای دارد؟ چه تعداد دوست دارد؟
    علایم هشداردهنده ای که می توانید در فرزندتان مشاهده کنید، بدین صورت است: تعداد دوستانش کم باشد، نوبت را رعایت نکند، خود را دست کم بگیرد، اسباب بازی هایش را به دیگران ندهد، در موقع گفت وگو با دیگران یا خیلی به آن ها نزدیک شود یا خیلی دور بایستد و فاصله مناسب را رعایت نکند، زور بگوید و فقط بخواهد حرف خود را به کرسی بنشاند، با لحنی خشن و تند صحبت کند، مرتب ایراد بگیرد، صحبت دیگران را قطع کند و خود شروع به حرف زدن کند، با دوستان خود کنار نیاید، قدرت برقراری ارتباط چشمی را نداشته باشد و در نهایت پیش از اتمام کامل بازی، آن را ترک کند و سراغ کار دیگری برود.

    چگونه دوست یابی را به فرزندتان آموزش دهید.
    والدین باید به فرزندان خود مهارت های اجتماعی را آموزش بدهند و این فرصت را برای آن ها فراهم کنند تا خود با سعی و خطا بتوانند با دیگران ارتباط برقرار کنند. بر طبق نظر روان شناسان، کودکان از همان سنین کودکی می توانند مهارت های اجتماعی را از والدین خود فرا بگیرند.
    بهتر است والدین ابتدا روی نقاط ضعف کودکشان متمرکز شوند و یکی یکی روی آن ها کار کنند. پدر و مادر می توانند هر یک به تنهایی روی تک تک این مشکلات با فرزندشان کار کنند و خود الگوی مناسبی برای او باشند و به او توضیح دهند که در زندگی رفتار خوب و مناسب داشتن چقدر اهمیت دارد و سپس از او بخواهند به تدریج رفتار و منش خود را اصلاح کند و هر روز، اشتباهاتش از روز قبل کمتر شود. والدین نیز باید فرصت هایی را فراهم کنند تا او بتواند مهارت های جدیدی را که آموزش دیده است، تمرین کند. البته بهتر است در ابتدا با کودکانی برخورد کند که آن ها را نمی شناسد و یا حتی از او کوچک تر هستند. به این ترتیب شما می توانید تمام عکس العمل های او را به خوبی ارزیابی کنید و نتیجه کارتان را به وضوح ببینید.
    والدین می توانند برای تقویت مهارت دوست یابی در کودکان خود به آن ها آموزش دهند که چگونه سر صحبت را با دیگران باز کنند، اسباب بازی هایشان را به دوستان خود بدهند و با هم دوستانه بازی کنند. با این عمل آن ها به تدریج این توانایی را کسب می کنند تا در هر جایی که هستند دوستانی پیدا کنند که هم از لحاظ فکری و هم از لحاظ نوع علایق با آن ها نزدیک باشند. والدین باید فرزندان خود را تشویق کنند تا به دوستانشان جملات مثبت و تحسین آمیز بگویند. به عنوان مثال اگر کودکتان مشغول بازی است و دوستش نظر خوبی می دهد و یا کار خوبی انجام می دهد به او بگوید: "آفرین، عجب فکر خوبی." و یا "آفرین، خوب کاری کردی."

    او را به داشتن رفتار خوب تشویق کنید.
    فرزندتان را تشویق کنید به دیگران احترام بگذارند و از عباراتی مانند "لطفا" و "تشکر می کنم" بیشتر استفاده کنند. رفتار خوب و مناسب داشتن باعث می شود فرزندتان با دیگران راحت تر ارتباط برقرار کند، دوستان بیشتری داشته باشد و حتی در مدرسه و سر کار نیز موفق تر ظاهر شود. مدیرانی که از بین تعداد زیادی داوطلب تنها قصد انتخاب چند نفر را داشته باشند، کسانی را برمی گزینند که روابط اجتماعی بهتر و مناسب تری داشته باشند.
    شما خود سعی کنید با احترام گذاشتن، رفتار خوب داشتن و به کار بردن عباراتی مانند "لطفا"، "ممنون" و "معذرت می خواهم"، بهترین الگو برای فرزندتان باشید. برای آن ها به طور واضح و شفاف توضیح دهید برخورد خوب داشتن و احترام گذاشتن به دیگران چقدر در زندگی آن ها اهمیت دارد. سعی کنید هر هفته یک رفتار خوب را به آن ها آموزش دهید و به تدریج رفتار نامناسب آن ها را تصحیح کنید.

    به آن ها آموزش دهید چگونه با افراد بی ادب برخورد کنند.
    همواره در زندگی افرادی وجود دارند که قصد آزار و اذیت دیگران را دارند و دایم به اطرافیان خود زور می گویند و قلدری می کنند. این حالت در بین کودکان نیز به وضوح مشاهده می شود. آمار نشان داده است که کودکان زیادی به همین علت دچار افت تحصیلی می شوند و در بعضی موارد حتی باعث ترک تحصیل آن ها نیز خواهد شد.
    هیچ پدر و مادری قادر نیست تمام مدت دنبال فرزند خود باشد و از او در مقابل این گونه زورگویی ها محافظت کند، ولی می تواند به او آموزش دهد چگونه با این افراد برخورد کند. در این جا به شما سه روش مهم را معرفی می کنیم تا فرزندتان بهتر بتواند با دوستان زورگوی خود برخورد کند. اولین کاری که فرزندتان می تواند انجام دهد این است که در مقابل رفتار بد و نامناسب دوستانش خونسردی خود را حفظ کند و هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهد. شخصی که دعوا را شروع کرده و قصد اذیت فرزندتان را دارد، مطمئنا انتظار واکنش از جانب او را دارد. ولی هنگامی که با خونسردی او مواجه می شود، شرمنده می شود.
    دومین کاری که فرزندتان می تواند انجام دهد این است که خود را به بی اعتنایی بزند، از صحنه دور شود، لبخند بزند، طوری به طرف مقابل نشان دهد که گویی هیچ اتفاقی رخ نداده است و او اصلا ناراحت نیست.
    سومین روشی که فرزندتان می تواند در مقابل این گونه افراد انجام دهد این است که به آن ها پاسخی دندان شکن بدهد. این بدان معنا نیست که مقابله به مثل کند و خود دچار بدرفتاری شود. بلکه می تواند در مواقع مناسب از این جملات استفاده کند: "از پیشنهادت ممنون"، "واقعا"، "منظورت این است که؟" بهترین پاسخی که کودکتان می تواند بدهد همین جملات است. بنابراین بهتر است بچه ها این جملات را از قبل تمرین کنند تا با اعتماد به نفس و آرامش بیشتری آن ها را به کار ببرند و خیلی سریع از محیط دور شوند.
    تقویت مهارت های اجتماعی در بین کودکان امری لازم و ضروری است. دوستان نقش به سزایی در بالا بردن اعتماد به نفس کودکان دارند. اگر می خواهید فرزندتان از لحاظ شخصیتی بهترین باشد، تنها کاری که باید انجام دهید این است که از همان ابتدا طرز برخورد صحیح با دیگران را به او بیاموزید.
  • ارديبهشت

    نگرانی های رایج پدر مادرها درباره کودکشان


    ارسال شده توسط: هیروو

    شما به عنوان والدین کودک احتمالا همواره درگیر فکر و خیال هایی درباره آینده او هستید. از آن نگران هستید که چه اتفاقاتی در آینده روی خواهد داد و چه سرنوشتی در انتظار کودکتان خواهد بود. واقعیت این است که نمی توان گفت پدر و مادرها هیچگاه درباره هر لحظه از زندگی فرزندشان نگرانی ندارند. اما برخی از این نگرانی ها رایج تر بوده و در صدر تمامی دلمشغولی ها قرار دارند. در این گزارش و بر اساس نظرسنجی که از بیش از 2400 والدین توسط BabyCenter انجام شده مهمترین دلمشغولی والدین که موجب می شود شب ها خواب آرامی نداشته باشند بیان شده است.

     

    انتظاراتی که از فرزندانمان داریم
    کم نیستند پدر و مادرهایی که شبها از فکر و خیال اینکه شاید در آینده فرزندشان نتوان فرصتهای تحصیلی مناسبی داشته باشد یا از فرصتهای شغلی به خوبی استفاده نکند، از خواب میپرند یا خواب خوبی ندارند. در واقع این ترس را باید در صدر تمامی نگرانیهایی دانست که والدین درباره آینده کودکانشان دارند. اما واقعیت این است که چنین نگرانی، واکنش طبیعی به تحولات اقتصادی روز دنیاست. آنها از این بیم دارند که در آینده فرزندانشان نتوانند شرایط کاری مناسبی داشته باشند و به همین دلیل ترجیح میدهند آنها همواره به تحصیلات خود ادامه داده تا از این طریق به دست آوردن فرصتهای شغلی مناسب را به نوعی برای خود تضمین کنند.

    والدین با نگاه به آنچه که در گذشته خودشان روی داده، تلاش میکنند تا شرایط مناسبی برای فرزندانشان فراهم کرده تا آنها دیگر چنین سختیهایی را پشت سر نگذارند. واقعیت امر نیز چنین است؛ در عصر حاضر بحرانهایی نظیر بیکاری و تنشهای اقتصادی، بسیاری از کشورهای جهان را درگیر کرده اند. از طرف دیگر هزینه داشتن یک زندگی معمولی و نسبتا مرفه به مراتب بالاتر از قبل شده است و دقیقا به همین دلیل است که والدین از آینده نامعلوم کودکانشان از هم اکنون نگرانی دارند. این نگرانی در بسیاری از موارد به مرحل وحشت هم میرسد.

    در این شرایط والدین تلاش میکنند که از همان دوران طفولیت، ذهن کودکشان را تقویت کرده و از هر ابزاری برای آموزش بهتر به فرزندشان استفاده کنند. در نتیجه خرید انواع اسباب بازیهای فکری و سرگرم کننده که جنبه آموزشی نیز داشته باشند در صدر فهرست خرید والدین قرار میگیرد. اما این تصمیمی منطقی به نظر نمیرسد. تحقیقات نشان میدهد بهترین کمک برای رشد ذهنی کودک، خرید حداقلها و بازی با داشته هاست. تنها در آمریکا، والدین سالانه 70 اسباب بازی جدید برای فرزندشان خریدار می کنند. اما این یک نگرش اشتباه است. والدین باید ذهن کودک را درگیر بازیهای فکری و خلاقانه کنند. آنها باید از همان تعداد محدود اسباب بازیهایی که در خانه وجود دارد برای تقویت ساختارهای ذهنی کودک استفاده کنند تا خلاقیت نهفتهاش شکوفا شود.

     

    خطراتی که از سوی غریبه ها وجود دارد
    دلمشغولی والدین در برخی موارد آنچنان جدی میشود که حتی ممکن است تصور کنند که در آینده فردی به فرزندشان حمله ور شده و اقدام به قتل وی کند! اینکه چنین ترسی در بالای این فهرست قرار دارد چندان هم جای تعجب ندارد.
    پدر و مادر همواره نگران سلامت فرزندشان هستند. این نگرانی در بسیاری از موارد جنبه ترس هم پیدا میکند. تحقیقاتی که در این خصوص در دانشگاه نیوهمپشایر انجام شده نشان میدهد که والدین معمولا دلایل زیادی برای چنین ترسهایی دارند. یکی از این دلایل مربوط به زمانی میشود که کودک در خارج از خانه قرار دارد.

    بودن در کنار دوستان یا حضور در محیط مدرسه از جمله زمانهای نسبتا طولانی است که والدین اطلاع چندان زیادی از سلامت فرزندشان ندارند. در عین حال خبرهایی در رسانه ها منتشر میشود مبنی بر آنکه در گوشهای از کشور ممکن است معلمی ناخواسته لطمه ای به دانش آموزان وارد کرده باشد.

    مواردی از این دست همواره در ذهنم والدین باقی می ماند و آنها را از آن می ترساند که شاید چنین اتفاقاتی برای کودکشان نیز روی دهد. اما خبر خوشحال کننده این است که بر اساس تحقیقات صورت گرفته، بسیاری از این نوع نگرانیها بیمورد است. همزمان با توسعه فرهنگی جوامع، افراد در شرایط ایمنتری نسبت به دهه های قبل زندگی می کنند. در نتیجه والدین نباید نگرانی زیادی درخصوص سلامت فرزندشان در زمان حضور در خارج از محیط خانه داشته باشند.

    با این حال والدین میتوانند کارهای زیادی برای حفظ سلامت جسمی و روانی کودکشان انجام دهند. آنها باید سعی کنند خود را تا حد امکان به کودک نزدیک کرده و با برقراری پلهای ارتباطی میان خود و او، از حال و روش فرزندشان با جزئیات زیاد مطلع شده تا بتوانند در مواقع لزوم به او کمک کنند. در چنین وضعیتی کودک احساس نزدیکی چشمگیری با والدین خود پیدا کرده و هر فاکتور آزاردهندهای را پیش از آنکه به بحرانی فراگیر تبدیل شود با آنها درمیان میگذارد. همچنین به والدین توصیه میشود که آموزشهای بهداشتی لازم را به کودکشان ارائه کنند تا او در مواقع لزوم بتواند از آنها برای حفظ سلامت عمومی خود استفاده کند. 

     

    جراحات و تصادفات
    ترس از وقوع تصادف و مجروح شدن کودک در حین عبور از خیابان یا بازی با دوستان از جمله ترسهای رایجی است که ذهن بسیاری از والدین را به خود مشغول نگاه میدارد. این نوع نگرانی همواره وجود داشته و مربوط به دوره زمانی خاصی نمیشود. در کشورهایی که نرخ وقوع تصادفات رانندگی بالاست و به تبع آن آمار مرگ و میر ناشی از تصادفات نیز رقم چشمگیری است، همواره این نگرانی وجود دارد که شمار کودکان قربانی نیز رقم قابل توجهی باشد.

    در برخی از کشورها این رقم نگران کننده است. به عنوان مثال 968 کودک زیر 14 سال در سال 2008 و در جریان بروز تصادفات رانندگی در آمریکا جان خود را از دست داده و 168 هزار کودک نیز مجروح شدند.

    اما این ترس از آن دسته مواردی است که والدین می توانند نقش قابل توجهی در کم کردن از آمار آن داشته باشند. استفاده از صندلی ویژه کودک در خودرو و همچنین ارایه آموزشهای لازم به کودکان در زمان تردد در خیابان و مکانهای مشابه از جمله اقداماتی است که نرخ مرگ و میر و جراحات ناشی از تصادفات در کودکان را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد. اگر فرزندتان با استفاده از سرویس راهی مدرسه میشود حتما تحقیقات لازم را در خصوص مهارت راننده خودرو انجام دهید. لازم است که مطمئن شوید او تجربه لازم در این زمینه را دارد.

     

    ابتلا به چاقی و اضافه وزن
    همزمان با توسعه فناوریهای نوین از جمله ابزارهای ارتباطی، کودکان نیز مانند سایر گروههای سنی تحرک به مراتب کمتری پیدا کرده اند و این مسأله میتواند به بروز چاقی در آنها منجر شود. تحقیقات نشان می دهد در مقایسه با 30 سال گذشته، نرخ چاقی در بین کودکان در بسیاری از کشورها سه برابر شده است. اما خبر خوشحال کننده این است که والدین می توانند تأثیر بسزایی در روند شکل گیری ساختار بدنی فرزندشان داشته باشند. هیچ کس به اندازه پدر و مادر در جریان نحوه تغذیه کودک قرار ندارد. بدون شک داشتن رژیم غذایی مناسب که حاوی گروههای متنوع غذایی باشد در کنار تحرک بدنی لازم، برگ برنده والدین در داشتن فرزندانی سالم محسوب می شود.

    برای اینکه والدین بتوانند تأثیر لازم را بر کودکشان بگذارند، بیش از هر چیز باید از خود شروع کنند. کودک به آنها نگاه میکند و اگر والدین توجه لازم به نحوه تغذیه داشته باشند و در عین حال انجام حرکات ساده ورزشی در طول هفته را جزئی از برنامه هایشان قرار دهند آنگاه میتوان از کودکان هم انتظار داشت که آنها نیز از این روند تبعیت کنند. یادمان نرود که کودکان در هر حال به والدین خود نگاه کرده و از آنها در انجام کارهای مختلف الگوبرداری میکنند. اکر فکر میکنیم کاری درست است و باید انجام شود، اول باید از خودمان آغاز کنیم.

  • ارديبهشت

    رابطه زناشویی والدین در مقابل کودکان


    ارسال شده توسط: هیروو

    گاهی والدین به دلایل مختلف مثل محدودیت فضای منزل، نداشتن اتاق خواب مجزا، شلوغ بودن خانه، فرزند زیاد و گاه اهمال و سهل‌انگاری، نمی‌توانند محیط امن و راحتی برای برقراری روابط زناشویی خود فراهم کنند. وقتی فرزند اتفاقی رابطه زناشویی والدین را مشاهده می‌کند یا صدایی از جانب اتاق خواب آنها به گوش او می‌رسد، ممکن است آنچه در اتاق خواب بین پدر و مادر روی داده، به‌عنوان یک صحنه خشونت تعبیر کند.
     
    در صورتی‌که در دفعات بعد با در قفل شده اتاق خواب والدین مواجه شود، این خیالبافی در وی تقویت می‌شود و چون معنای این تصویر را نمی‌فهمد، به‌صورت ابهام‌آمیز برایش باقی می‌ماند و حتی در همان زمان ممکن است هیجان جنسی او را تحریک کند. اصطلاح prima- scene (صحنه آغازین) را اولین بار فروید در سال 1914 برای توصیف این مفهوم به کار برد. بعضی از والدین به اشتباه فکر می‌کنند فرزندان کوچکشان چیزی از رابطه زن و مرد نمی‌فهمند، در صورتی‌که حتی یک کودک 2 ساله حافظه‌ای بسیار قوی دارد و همه تصاویر و صداهای اطراف را در ذهن خود ثبت و ضبط می‌کند.
     
     مواجه شدن فرزند با صحنه رابطه زناشویی والدین ممکن است باعث ایجاد مشکلات روانی متعددی در آنها مانند اضطراب و افسردگی، شهوانی شدن کودک، ابهامات سادومازوخیستی (آزارگری-آزارخواهی) در مورد رابطه جنسی، ترس از تنهایی، آسیب‌پذیری و... شود. از طرفی، مطالعات وسیعی در حال حاضر بر این نکته تاکید دارند که دیدن اتفاقی صحنه رابطه زناشویی والدین به‌خودی‌خود باعث آسیب روانی کودک نمی‌شود، مگر اینکه روابط خانوادگی به‌طور کلی مخدوش و خشن باشد، اما شفاف شدن این موضوع مطالعات بیشتری را می‌طلبد. اگر کودک نیمه‌شب اتفاقی وارد اتاق خوابتان شد و شما را در حین رابطه زناشویی دید، به‌هیچ‌وجه واکنشی مبنی بر وحشت‌زدگی و دستپاچگی از خود نشان ندهید. توجه به این نکته بسیار ضروری است که با برخوردتان کودک را شرمنده و خجالت‌زده کنجکاوی جنسی‌اش نکنید، چرا که از عواقب این برخورد، مشکلات جنسی فراوان برای او در آینده است.

    در اولین فرصت، لباس‌هایتان را بپوشید یا پتو و ملحفه‌ای روی بدن عریان خود بکشید. کودک را نزد خود بخوانید و به او توجه و خوشرویی نشان دهید.

    آرام از او بپرسید که با شما کاری داشته که نیمه‌شب سراغتان آمده؟ آیا مشکل یا خواسته‌ای دارد؟ اگر سوال کرد مشغول چه کاری بودید، برایش روشن کنید چیزی که اتفاقی شاهدش بوده، به‌هیچ‌وجه به‌معنی دعوا و خشونت بین پدر و مادر نیست. باید به کودک توضیح داد مامان باباها وقتی همدیگر را خیلی دوست دارند، یکدیگر را در آغوش می‌گیرند، نوازش می‌کنند، می‌بوسند و می‌خندند و کارهایی می‌کنند که عشقشان را به هم نشان دهند و از وجود هم لذت ببرند. لازم نیست اصل رابطه زناشویی و فرایند آن برای کودک تشریح شود. حتما به کودک سفارش شود صحبت در مورد آنچه دیده در خارج از خانه و نزد دیگران درست نیست و در مورد مسائلی از این قبیل فقط می‌تواند در خانه و با پدر و مادر صحبت کند. در پایان توضیحات شما نیز کودک باید به اتاق خوابش هدایت شود.

    اگر کودک چیزی نپرسید...
    در صورتی که کودک در همان برخورد نخست در اتاق خواب سوالی در مورد صحنه‌ای که دیده نپرسید، می‌توان در اولین فرصت مناسب مثلا فردا صبح، ابتدا ازاو پرسید که دیشب در اتاق خواب چه دیده و احساس و نظرش در این‌باره چیست. چراکه شاید کودک چیز زیادی از صحنه رابطه زناشویی والدین ندیده باشد و والدین در تخمین زمان حضور کودک در اتاق اشتباه کرده باشند. در ادامه می‌توان توضیحات لازم را همان‌طور که اشاره شد، به کودک داد.

    آماده پاسخگویی به پرسش‌های غیرمنتظره کودک شوید
    اگر سوال‌های کودک غیرمنتظره و پاسخگویی به آن فراتر از دانسته‌ها و اطلاعاتتان بود، مجبور نیستید پاسخ فوری بدهید و می‌توانید ادامه صحبت را در جلسه‌ای دیگر پیگیری کنید. در این فاصله از مشورت با متخصصان مربوط کمک بگیرید. مهم نیست که همه حقیقت را به بچه بگویید، بهتر آن است که به او دروغ نگویید. بسیاری اوقات رعایت نکات فوق و ارائه همین توضیح‌های ساده، می‌تواند کودک شما را از ابتلا به طیف وسیعی از اختلالات اضطرابی و مشکلات جنسی در آینده حفظ کند. در غیر این صورت بهتر است با روان‌پزشک یا روان‌شناس مشورت کنید. 

     

    وقتی کودک رابطه زناشویی والدین را  ببیند ممکن است آن را به‌عنوان یک صحنه خشونت تعبیر کند
     

     
    وقتی کودکان سوال جنسی می‌پرسند...
    همه کودکان درباره اینکه چگونه به ‌وجود آمده‌اند، قبلا کجا بوده‌اند و اینکه چرا در جشن عروسی والدینشان نبوده‌اند، کنجکاوند و دیر یا زود این سوالات را از والدینشان خواهند پرسید. اگر قبلا به پاسخ‌هایی که باید به آنها بدهید، فکر کرده باشید، احتمالا به راحتی می‌توانید آنها را قانع کنید، اما متاسفانه اغلب والدین با اینکه می‌دانند بالاخره در معرض چنین سوالاتی قرار خواهند گرفت، به این ‌دلیل که خجالت می‌کشند، سعی می‌کنند به طریقی از پاسخ دادن شانه خالی کنند. شاید شما به نسلی تعلق داشته‌اید که صحبت کردن در مورد مسایل جنسی در خانواده‌تان ممنوع بوده، اما باید بدانید کودکان خردسالتان متعلق به نسل دیگری هستند و اگر پاسخ‌های درست و منطقی به سوالاتشان را از شما نشنوند، به زودی از شما فاصله می‌گیرند و منایع دیگری را برای پاسخگویی برمی‌گزینند و خودتان می‌دانید که این کار آنها بهای سنگینی است که شما در قبال خجالت کشیدنتان خواهید پرداخت.

    اگر بدانید که پرسش‌های کودک شما در این مورد به هیچ‌وجه گناه‌آلود نیست و فقط از سر کنجکاوی ذاتی و میل شدید به فهمیدن همه چیز، پرسیده می‌شود، شاید راحت‌تر برخورد کنید. پس همان‌طور که در مورد طرز کار یک وسیله می‌پرسد، به راحتی و با علاقه به او پاسخ می‌دهید، به سوالات او در زمینه مسایل جنسی نیز بدون تنش پاسخ دهید.

    پاسخ ما باید چگونه باشد؟
    کودک ممکن است بپرسد: بچه چطوری درست می‌شه؟ چرا فقط خانم‌ها و بعد از عروسی باردار می‌شن؟ من قبل از اینکه برم تو شکم مامان کجا بودم؟ نکته اول اینکه نباید به هیچ‌یک از سوالات کودک پاسخ دروغ داده شود. خیلی از پدر و مادر‌ها برای اینکه از شر این سوالات خلاص شوند به کودک می‌گویند که تو را یک لک‌لک از آسمان برای ما آورده! یا اینکه ما دعا کردیم و خدا تو را به ما داد! این روش پاسخ دادن اصلا درست نیست زیرا کودک به‌تدریج که بزرگ ‌شد، متوجه می‌شود که این حرف‌ها نمی‌تواند درست باشد و اعتمادش را به شما از دست می‌دهد. پس از همان اول به او راست بگویید. منظور از راستگویی این نیست که شما باید از سیر تا پیاز مسائل جنسی را برای او توضیح بدهید زیرا این کار نه ضروری و نه برای کودک شما مناسب است.

    کودکان 2 تا 4 ساله
    کودکان بسیار کوچک مثلا آنهایی که 2 تا 4 سال دارند، معمولا با یک پاسخ بسیار ساده قانع می‌شوند؛ مثلا می‌توانید به آنها بگویید: «تو در شکم مامان به‌وجود آمدی و چون کوچولو بودی، آنجا مامان از تو مراقبت کرد تا کمی بزرگ‌تر شدی و توانستی به دنیا بیایی.»

    کودکان 4 تا 7 ساله
    برای کودکان 4 تا 7 ساله این‌طور توضیح دهید: «بدن همه ما آدم‌ها از قطعه‌های کوچکی درست شده که به آن سلول می‌گویند. سلول‌هایی از بدن مامان و سلول‌هایی از بدن بابا در شکم مامان با هم ترکیب شدند و تو را به‌وجود آورده‌اند. به همین دلیل است که مثلا چشم تو شبیه بابا و موهای تو شبیه مامان است.»

    کودکان 7 تا 10 ساله
    برای کودکان بزرگ‌تر مثلا 7 تا 10 ساله می‌توانید بیشتر از این توضیح بدهید. مثلا می‌توانید بگویید: «نام سلول‌های بابا که با سلول‌های مامان ترکیب می‌شه اسپرم و نام سلول‌های مامان تخمک است. اسپرم‌ها در کیسه پوستی که به آن بیضه می‌گویند، قرار دارند. میلیون‌ها اسپرم در این کیسه قرار دارند، اما در بدن مامان هر ماه فقط یک تخمک به‌وجود می‌آید. اگر مامان و بابا تصمیم بگیرند که بچه داشته باشند، یکی از اسپرم‌ها با تخمک ترکیب می‌شود و بچه کوچکی ایجاد می‌شود که باید 9 ماه در شکم مامان بماند تا کمی بزرگ‌تر شود و بتواند به دنیا بیاید.»

  • ارديبهشت

    اهمیت نقش پدران در فرزندپروری


    ارسال شده توسط: هیروو

    سال‌هاست که بحران‌های اقتصادی در ایران و جهان و عدم ثبات اقتصادی در گوشه‌وکنار دنیا و از جمله در جامعه خودمان، باعث شده بسیاری از مردان به یک شغل اکتفا نکنند یا مجبور شوند ساعات بیشتری اضافه کاری کنند تا بتوانند از پس مخارج خانواده برآیند.
     
    چنین شرایط اقتصادی‌ای علاوه بر پدران، مادران را نیز جزو نان‌آوران خانواده قرار داده و باعث شده بسیاری از همسران همپای یکدیگر کار کنند تا بتوانند زندگی خوبی برای خود و فرزندانشان فراهم کنند.
     
    این قضیه تبعات زیادی دارد که یکی از مهم‌ترین آنها این است که نقش پدر در خانواده کمرنگ می‌شود و نمی‌تواند نقش فعالی در تربیت فرزندان داشته باشد.
     
    البته برخی پدران نیز با وجود اینکه وضعیت شغلی‌شان مناسب‌تر است و وقت آزاد بیشتری دارند، باز هم تصور می‌کنند تربیت بچه‌ها برعهده مادر است و نقش فعالی در تربیت بچه‌ها ایفا نمی‌کنند. آنچه در ادامه این یادداشت به آن اشاره خواهم کرد، نکته‌های مهمی در خصوص اهمیت نقش پدران در امر خطیر فرزندپروری است:
     

      نقش پدران در فرزندپروری
    1. در قدیم پدرها بسیار مقتدر بودند و رابطه عاطفی با فرزندانشان برقرار نمی‌کردند و نقششان در خانه نان‌آور خانواده بود، اما این تصویر قدیمی از پدرها با تغییراتی که در فضای فرهنگی جامعه ایجاد شده، دیگر پذیرفته‌شده نیست زیرا در‌حال‌حاضر مادران نیز نان‌آور خانواده هستند و نقش عاطفی پدر با فرزندش می‌تواند در موفقیت‌های او در عرصه‌های مختلف بسیار موثر باشد.
     
    در یک تحقیق بین‌المللی ثابت شده توانایی تغییر در محیط‌های سخت در کودکانی که رابطه خوبی با پدرانشان داشتند، بیشتر ایجاد شده است. در حقیقت، پدر نسبت به مادر بیشتر می‌تواند توانایی انطباق با شرایط دشوار را به بچه‌ها یاد بدهد و ویژگی‌های مردانه همیشه باید از سوی پدران به بچه‌ها آموزش داده شود...

     

     

     

    دخترانی که در خانه مورد حمایت عاطفی پدر واقع شده‌اند در ارتباط با جنس مخالف، احساسی نمی‌شوند

     


    2. کودکانی که پدر ندارند، اعتماد به‌نفسشان بالا نیست و حمایت و تکیه‌گاهی برای رشد شخصیتشان ندارند، اما در مقابل کودکانی که پدرشان حضور موثری دارد، انگار دارای یک الگوی مقتدر هستند و ابراز وجود در بچه‌هایی که نقش پدرشان پررنگ است، بیشتر از سایر بچه‌هاست.

    3. پسرها در ویژگی‌های شخصیتی‌شان مثل قاطعیت، هدف‌گذاری برای زندگی، انتخاب شغل و مهارت دوستی، پدرشان را الگو قرار می‌دهند. در مقابل دخترها بیشتر به حمایت عاطفی پدر نیاز دارند و نوع روابط دخترها با پدرشان در ارتباط با جنس مخالف و در آینده در ارتباط با همسر، خودش را نشان می‌دهد.
     
    در حقیقت، دخترانی که در خانه مورد حمایت عاطفی پدر واقع شده‌اند در ارتباط با جنس مخالف دچار تصمیم‌های لحظه‌ای و احساسی نمی‌شوند که علت آن هم این است که از نظر عاطفی اقناع شده‌اند.

     


    4. پدر واقعی باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟ جواب این سوال بسیاری از دغدغه‌های پدرانه را برطرف می‌کند. پدر واقعی نه سلطه‌گر است و نه زورگو. بسیاری از پدران وقتی در خانه حضور دارند مدام به بچه‌ها زور می‌گویند یا آنها را سرزنش و شخصیتشان را تخریب می‌کنند.
     
    باید بدانیم پدر نباید زورگو و مستبد باشد، بلکه بسیار اهمیت دارد که قاطع باشد و مهم‌تر اینکه مهارت‌های فرزندپروری را بلد باشد تا بتواند به فرزندانش کمک کند.

    5. «چون از تو بزرگ‌ترم، پس باید به حرفم گوش کنی.»، «چون من پدر تو هستم، پس هر چی می‌گم درست است.» این جملات یک پیام مشخص را القا می‌کند؛ برقراری رابطه و تربیت بچه‌ها از بالا به پایین. چنین رفتاری باعث می‌شود بچه‌ها از والدینشان فاصله بگیرند و دیگر نمی‌توانند با آنها ارتباط موثری داشته باشند.
     
    در واقع، باید برای آموزش به بچه‌ها خود را هم‌سطح آنها در نظر گرفت. اگر مشکلی ایجاد شده باید با فضای مشارکتی و همدلانه بین والدین و بچه‌ها، راه‌حل درست را پیدا کرد. به‌طور مثال فرض کنید دختر شما در مدرسه دچار مشکل شده، راه‌حل درست این است که بگویید: «موضوع چیه؟ چی کار کردی که بچه‌ها با تو دوست نمی‌شن؟ تو دلت می‌خواد چه اتفاقی بیفته؟ به نظرت کارت درست بود؟ قبلا که یک دوست خوب داشتی چی کار می‌کردی؟ به نظرت چی کار می‌شه کرد؟» اگر راه‌حلی نداشت می‌توانید به او بگویید: «می‌توانی این راه را انتخاب کنی.»

     

      

     

    پدر نباید زورگو و مستبد باشد، بلکه بسیار اهمیت دارد که قاطع باشد

     
    6. شاید بگویید با شرایط سخت کاری و مشکلات اقتصادی چطور می‌توان ‌روابط موثری با بچه‌ها برقرار کرد؟ کار سختی نیست، فقط کافی است پدر همدلی باشید؛ یعنی در همان زمان کوتاهی که در منزل هستید برای کودکتان وقت بگذارید و با او بازی و اوقاتی را خلق کنید که او دوست دارد. اگر خیلی خسته هستید به فرزندتان بگویید: «بیا کنارم بشین با هم فیلم ببینیم یا اینکه دوست دارم کنارم بشینی.» حتی وقتی می‌خواهید میوه بخورید، بگویید: «بیا باهم میوه بخوریم یا دوست دارم با تو برم خرید کنم یا قدم بزنم.» بیان این جملات به بچه‌ها در عین حال که اطمینان خاطر به آنها می‌دهد، خستگی شما را هم کم می‌کند.

    7. معمولا زمانی که همسران آگاهانه تصمیم می‌گیرند بچه‌دار شوند، بعد از به دنیا آمدن بچه برای بسیاری از اتفاقات زندگی برنامه‌ریزی می‌کنند و عاشقانه او را دوست دارند، اما اگر عکس این قضیه اتفاق بیفتد و زن و شوهری ناخواسته بچه‌دار شوند یا اینکه آگاهی‌شان نسبت به مهارت‌های فرزندپروری پایین باشد، ممکن است رفتارشان تفاوت کند و این اتفاق بسیار بد خواهد بود.
     
    گاهی برخی والدین به روان‌شناس مراجعه و ادعا می‌کنند فرزندشان را دوست ندارند و زمانی که علت را می‌پرسیم می‌گویند: «فکر می‌کردیم باید بچه‌دار شویم وگرنه علاقه‌ای به بزرگ کردن بچه نداشتیم.» در حالی که پدر یا مادری که فرزندش را دوست داشته باشد در اوج خستگی هم وقتی فرزندش را می‌بیند، تمام خستگی‌هایش از بین می‌رود، بنابراین والدین باید با آگاهی کامل و با برنامه‌ریزی صاحب فرزند شوند.

    8. زمانی که پدر نقش موثری در خانه ایفا نمی‌کند، تمام مسوولیت‌های بچه‌ها برعهده مادر خانواده می‌افتد و مادر همیشه احساس افسردگی، خستگی و عصبی بودن دارد و تصور می‌کند در خانه مظلوم واقع شده است. همین مساله باعث می‌شود مادر نیز نتواند وظایف مادری خود را به خوبی انجام دهد و روابط موثری با بچه‌ها نخواهد داشت، بنابراین پدر‌ها حتما باید 3-2 ساعت در روز کنار بچه‌ها باشند تا مادر نیز بتواند برای خودش وقت بگذارد و به کارهای موردعلاقه‌اش بپردازد. در غیر این صورت مادر همیشه خسته است و از نظر روانی و جسمی توان لازم را برای نقش موثر مادری و فرزندی نخواهد داشت.
  • ارديبهشت

    عواقب فرق گذاشتن بین فرزندان!


    ارسال شده توسط: هیروو

    در میان فرزندان خود عدالت را مراعات کنید. همان گونه که دوست دارید در نیکی و لطف به شما، به عدالت رفتار کنند. پیامبر اکرم (ص)

    رقابت امری است که همیشه بین بچه های یک خانواده وجود دارد. اما ممکن است والدین نیز، با رفتارهای ناخودآگاه خود، به آن دامن بزنند. ما همگی مصرانه بر این باوریم که بین فرزندان خود تفاوتی قائل نیستیم و از صمیم قلب می گوییم: «ما همه بچه هامون رو یک جور دوست داریم.» اما چه طور می توان بچه هایی را که به طور طبیعی با هم تفاوت دارند به یک شکل و یک اندازه دوست داشت؟ چنین چیزی محال است.

    تولد هر کودک در مقطع خاصی از تاریخچه زندگی زناشویی رخ می می دهد. به عنوان مثال فرزند اول ثمره عشق والدین و بچه سوم شاید نجات بخش زندگی زوج در حال فروپاشی است. رابطه ای که شخص با فرزندانش ایجاد می کند، در اکثر وارد تحت تاثیر رابطه ای است که با همسر خود دارد.
     
     مثلا در دوره خوش و خرم عشق و عاشقی، مادر از این که می بیند چهره پسرش مو به مو به چهره پدر شباهت دارد به وجود می آید و دلباخته او م شود. کافی است زوج دچار مشکل شود تا این قبیل روابط زیر و رو شود. مادر از این که می بیند پسرش شبیه شوهری است که این همه او را اذیت می کند دل چرکین می شود و به همین دلیل نیز او را پس می زند.

    با وقوع طلاق، تبعیض بین بچه ها تشدید می شود گاه شکل اغراق آمیزی به خود می گیرد. به عنوان مثال مرد یا زن دیگر تحمل فرزندی را ندارد که شبیه همسر سابقش است. این گونه است که همسر سابق نیز از همین شباهت فرزند با خود استفاده می کند و او را وا می دارد تا موضع خود را مشخص کند.

    در جوامع سنتی تفاوت گذاشتن بین فرزندان بیشتر دیده می شود.در این گونه از جوامع، مرد به عنوان «نان آور خانواده» محسوب شده که به دنبال این تفکر وقتی خانواده ای صاحب فرزند پسر می شود برایشان بسیار خوشایندتر است از اینکه دارای فرزند دختر شوند.

    در جامعه دارای فرهنگ مردسالارانه، مرد از آزادی عمل بیشتری در برقراری ارتباطات، انتخاب همسر، فعالیت های خارج از خانه و غیره برخوردار است. این عوامل بر روند رشد شخصیتی دختران و پسران تاثیر بسزایی می گذارد. برای مثال در این فرهنگ پسر حق دارد تا پاسی از شب بیرون از منزل و در میان گروه دوستان حضور داشته باشد و همچنین به سرگرمی های مورد علاقه خود بپردازد اما دختر باید بسیاری از مسائل را رعایت کند. این اعطای آزادی عمل بیشتر به پسران در خانواده به مرور دختران را به نگرش نارضایتی از جنسیت خود وا می دارد و ایجاد عقده های روانی خاص خود را مهیا می سازد.

     

    فرق گذاشتن بین کودکان، ضربه های روحی زیادی به آنها  وارد می کند

     
    اشکال تبعیض طبقه بندی علمی خای ندارد. در بسیاری از موارد خانواده ها بین فرزند کوچک و بزرگ، فرزند پسر و دختر، فرزندی که تحصیلات بهترین دارد و فرزندی که در این امر ضعیف تر است، فرق می گذارند. تبعیض، رفتاری ناخودآگاهانه است که همیشه آثار مخربی دارد و باعث می شود کسی که مورد سرزنش قرار می گیرد دچار بی اعتمادی و کمبود محبت شده و در زندگی به خوبی پیشرفت نکند. این رفتار می تواند ریشه در کودکی خود والدین داشته باشد. از دیگر دلایل آن وجود تعصبات و باورهای غلط در جامعه است که متاسفانه براساس آن برخی خانواده ها به فرزند پسر بیشتر از فرزند دختر اهمیت می دهند.

    شکل ظاهری افراد نیز یکی از عوامل بروز این رفتار است. ادعای برخی والدین در این خصوص که هیچ تفاوتی بین بچه ها نیست و همه مثل هم بوده، اغلب تظاهر است و متاسفانه تبعیض بین خانواده ها بسیار دیده می شود.

    مخصوصا توجه ناعادلانه به فردی که از لحاظ ظاهری زیباتر و سالم تر است، حس حسادت و کینه را در دل کودکی که این ویژگی ها در او کمتر است، بر می انگیزد و باعث می شود در آینده، فردی اجتماعی نباشند.
     
    این رفتار، ضربه های روحی زیادی به کودکان وارد می کند. فردی که پایین نگاه داشته می شود، دچار حس حقارت شده و احساس بی ارزشی می کند. او اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و احساس شکست می کند.

    برعکس، افرادی که خیلی به آنها توجه شده، دچار اعتماد به نفس کاذب می شوند و همین عامل باعث می شود رفتارهایی را مرتکب شوند که از دید اطرافیان خوشایند نبوده و در نهایت در اجتماعی از احترام زیادی برخوردار نباشند. 

     

    تبعیض بین فرزندان موجب کاهش اعتماد به نفس، منزوی شدن و کینه ورزی در آنها می شود

     
    حتی ممکن است به دلیل طرفداری بی جای والدین، آنها نتوانند در جامعه به خود متکی بوده و در آینده در برخی شرایط نتوانند از خود دفاع کنند.

    ناهنجاری های اخلاقی در پی تبعیض های غیرمنطقی والدین
    گاهی والدین به دلایل منطقی یا غیرمنطقی بین فرزندان شان تبعیض قائل می شوند. اعمال تبعیض بین فرزندان موجب کاهش اعتماد به نفس، منزوی شدن و کینه ورزی در آنها می شود. بسیاری از هنجاری های دوران کودکی، نوجوانی و به خصوص جوانی، ریشه در تبعیض والدین نسبت به فرزندان شان دارد. به این صورت که هرچه تبعیض ها شدیدتر شود، ضربات و صدمات روحی منتقل شده به فرزند مهلک تر و جبران ناپذیرتر می شود و به جهت ظهور کینه و حسد در یک فرزند نسبت به فرزند دیگر، زمینه برای بروز خصوصیات نامطلوب اخلاقی و رفتاری او و حتی تنفر از خواهر یا برادر او را فرهم می کند. چه بسا ناهنجاری های رفتاری و اخلاقی که طی آن، نه تنها خود فرد بلکه خانواده و اجتماع هم آسیب می بیند.

    مقایسه فرزندان با هم، ممنوع
    یکی از اشکال شایع تبعیض بین فرزندان و والدین ناشی از مقایسه کودکان و نوجوانان چه در جمع خانواده و چه با اعضای همسن و سال فامیل است که منجر به بروز سرخوردگی می شود.

    یعنی شکل ظاهری و هوش و استعداد کودکان گاه با هم مقایسه می شود و معمولا تعدادی از فرزندان متهم به کم هوشی و بی استعدادی می شوند و این زمینه ساز مشکلات جدی است که آینده فرزند را ممکن است تخریب کند.

     

    فرق گذاشتن بین فرزندان باعث می شود که یکی نسبت به دیگری و والدینش تنفر و کینه پیدا کند

      
    پیامدهای تبعیض بین فرزندان
    کینه توزی و انتقام: توجه والدین به یکی از فرزندان باعث می شود که یکی نسبت به دیگری و والدینش تنفر و کینه پیدا کرده و درصدد انتقام جویی برآید. لذا تبدیل به شخصی خشمگین و عصبانی می شود که درپی بهانه است. فرد خشمناک بر اثر رفتارهای ناپسند و ناهنجار، از جامعه طرد شده و به فردی گوشه گیر و منزوی تبدیل می شود.

    ترس و اضطراب: ترس و اضطراب های مرضی معمولا ریشه در دوران کودکی افراد دارد. اتفاق و حادثه ای در آن دوران و نفوذ به ضمیر ناخودآگاه کودک منشا چنینترس ها و اضطراب هایی است. از این رو کودکی که در معرض تبعیض والدین است، نوعی احساس تنهایی ترس آور و نداشتن پشتیبان و تکیه گاه مطمئن در او به وجود می آید.

    عدم اعتماد به نفس: اعتماد به نفس مهم ترین حالت عاطفی برای رشد کامل شخصیت است اگر فرزندی در دوران کودکی موفق به کسب آن شود، اعتماد به نفس جای خود را به حس حقارت و سرخوردگی می دهد.


    تبعیض بین فرزنداناز طرف والدین حس ناتوانی و عدم اعتماد به نفس را در فرزند به وجود می آورد و به کلی ناامید و مایوس می شود.

    ایجاد فاصله: تبعیض در بین فرزندان از طرف والدین باعث می شود که فرزند احساس کند، پدر و مادرش او را دوست ندارند. از این لحاظ سعی می کند زیاد همراه والدین خود نباشد تا کم تر دیده شود و مورد سرزنش قرار نگیرد و هر روز فاصله او با والدینش بیشتر می شود. بنابراین فرزند برای یافتن پناهگاه برای محبت و دوستی جایی غیر از خانواده و والدین را جستجو می کند والدین باید آگاه باشند که ایجاد فاصله آنان و فرزندان شان با وجود این که زیر یک چت و در یک خانه هستند، چه اثرات منفی برای فرزندان آنان دارد.

    پس نباید اجازه هیچ گونه فاصله ای را بدهند و دوستان خوبی برای فرزندان شان باشند.

    کمبود محبت: کودکی که در معرض تبعیض والدین است، نوعی احساس تنهایی ترس آور و نداشتن پشتیبان و تکیه گاه مطمئن در او به وجود می آید.
     
    محبت همچون آب که در رشد و نمو جانداران حیاتی است، در پرورش آدمی ضروری است. کودک ما برای رشد عاطفی و هیجانی خویش باید سیراب محبت شود.

    اما متاسفانه تبعض والدین این حق حیاتی را از او سلب می کند و او را تشنه محبت، تحویل اجتماع می دهد. چه بسا در آینده برای جبران این کمبود دست به سوی هر آب گل آلودی دراز کند و با محبت های کاذب خیابانی جبران مافات نماید.

  • ارديبهشت

    آموزش به بچه ها در مورد غریبه ها


    ارسال شده توسط: هیروو

    جمله "با غریبه ها حرف نزن" نسل ها است که برای بسیاری از والدین تبدیل به شعار شده است. ولی بر خلاف این تدبیر قدیمی، گاهی ایده خوبی است که بچه ها با غریبه ها حرف بزنند. اگر بچه گم بشود یا به کمک نیاز داشته باشد، دیگر به چه کسی رو بیندازد؟ بنابراین بجای شعارهای توخالی، بهتر است به بچه یاد بدهید که چه وقت با غریبه ها حرف بزند و چه وقت حرف نزند؟

    به فرزندتان بگویید که اگر غریبه ای به او نزدیک شد و چیزی مانند اسباب بازی یا خوراکی تعارف کرد یا خواست او را سوار ماشینش کند یا برای کاری از او کمک خواست، فرزندتان باید فوراً آنجا را ترک کند و یا فریاد بزند. او باید در مورد این قضیه به شما یا بزرگتر قابل اعتماد دیگری (مانند معلم یا مراقبش) بگوید. همین قضیه جایی که کسی – غریبه، آشنا یا دوست – از فرزندتان می خواهد تا رازی را نگه دارد، سعی کند به قسمت های خصوصی بدن بچه دست بزند یا از بچه بخواهد به بدن او دست بزند هم صادق است.

    بیشتر بچه ها از غریبه هایی که ظاهر بدجنسی دارند یا به نحوی ترسناک هستند احساس نگرانی می کنند. ولی واقعیت این است که اکثر کودک آزار ها و بچه دزد ها ظاهر معمولی دارند و خیلی از آنها کاملاً دوستانه و خونگرم و صمیمی به نظر می رسند. پس بجای آنکه بچه از روی ظاهر فرد در مورد او قضاوت کند، باید یاد بگیرد که از روی کارهایش در مورد او قضاوت کند.

    وقتی با بچه ها بیرون می روید، اشکالی ندارد که اجازه دهید با افراد جدیدی آشنا شوند، سلام کنند و حرف بزنند. زیرا شما کنارشان هستید و بر آنها نظارت می کنید و از آنها محافظت می کنید. ولی اگر فرزندتان تنها بود و غریبه ای به او نزدیک شد، قضیه فرق می کند.

    شاید این نکته هم مهم باشد که بچه ها را تشویق کنیم از روی حس ششم و غریزه خود به فرد اعتماد کنند. به آنها یاد بدهیم که اگر کسی باعث می شود که آنها احساس ناراحتی کنند یا احساس می کنند یک جای کار ایراد دارد، حتی اگر نتوانستند توضیحی برای آن بیابند، باید فوراً از آن محل و آن فرد دور شوند.

    اگر فرزندتان تنها بود و برای کمک مجبور بود از غریبه ها کمک بخواهد چه؟ اول باید سعی کند افراد یونیفرم پوش مانند افسر پلیس یا نگهبانی را پیدا کند. اگر چنین افرادی را پیدا نکرد باید سعی کند از پدربزرگ یا مادربزرگ ها یا خانم هایی که بچه دارند کمک بگیرد. در عین حال باید حواسش به این افراد باشد و اگر به نظرش این افراد قابل اعتماد نبودند، باید از فرد دیگری کمک بخواهد.

    با آنکه همیشه نمی توانیم از بچه هایمان در مقابل غریبه ها محافظت کنیم، ولی می توانیم به آنها یاد بدهیم که رفتارهای درست کدامند و اگر کسی از حد و مرز خودش رد شد، او باید چکار کند. اگر بچه ها این چیزها را در ذهن داشته باشند، وقتی بیرون هستند، جایشان امن خواهد بود.
  • ارديبهشت

    محبت مادرانه کلید موفقیت آینده فرزندان


    ارسال شده توسط: هیروو

     

    همواره وقتی افراد موفق را در جامعه میبینیم این سوال برای ما پیش میاید که چگونه آنان به این درجه از موفقیت وانگیزه درزندگی رسیده اندکه بعنوان الگو در جامعه حضور داشته و اسمشان زبان زد است. این موفقیت در زندگی می تواند موفقیت مالی  یااجتماعی ویا درسی باشد اما بهر حال آنان درزندگی خود به یک جایگاه والا رسیده اند. در جواب سوال خود همواره جواب هایی را ارئه میدهیم، مانند پشتوانه مالی خوب، همسر خوب، شانس بالا، تلاش و کوشش فراوان خود فرد ویا داشتن آشنا درسازمانها اما هیچ کس به یک نکته ظریف دقت نمیکند که درادامه به آن میپردازیم.

    کسانی که دردوران کودکی و جوانی از محبت مادرانه به اندازه برخوردار بودند در بزرگسالی موفقیت زیادی کسب کرده و بهتر میتوانند از پس مشکلات خود بر بیایند. بنابراین بوسیدن در آغوش گرفتن و بیان کلمه دوستت دارم ازسوی مادران میتواند مقاومت روحی و احساس عاطفی قوی وخوبی رادر فرزندان حتی برای آینده بهمراه داشته باشد. محققان آمریکایی با تحقیقات خود برروی خانواده های آمریکایی چه در دروان کودکی و چه دربزرگسالی فرزندانشان در زمینه محبت مادر به فرزند به نتیجه های جلب توجهی دست یافتند

    پیوند بین مادر و کودک کلید موفقیت در آینده فرزندان است!

    بر اساس نتایج به دست آمده پیوند بین مادران و فرزندان نقش کلیدی داشته وهرچه آن قویتر باشد آنان موفق تر هستند. اما این تحقیقات نشان داده است که این محبت و دوستی باید به اندازه باشد و اگر میزان آن افزایش یابد نتیجه عکس داشته و به نوعی فرزندان را وابسته کرده، اعتماد به نفس آنان را کاهش داده و آنان را فردی خجالتی در جامعه به بار می آورد. اما اگر این محبت به اندازه باشد، فشار روحی بر روی فرزندان را برداشته و آنان را در جامعه افرادی قوی و با اعتماد به نفس کافی به بار می آورد.

    کاهش استرس درزندگی بااستفاده از محبت مادرانه.

    محققان همچنین به این نکته تاکید داشتند که روابط مادر و فرزند و محبتی که مادر به فرزند ارائه میدهد می تواند اضطراب را در فرزندان کم کرده و آنان را در آینده کمک کند تا با استرس ها و اضطراب های زندگی به خوبی کنار بیایند. اما در این میان هستند مادران و فرزندانی که نمیتوانند با همدیگر ارتباط برقرار کرده و احساسات خود رابه همدیگر منتقل کنند آنوقت این فرزندان هستند که ضربه شدید خورده  همچنین مادران نمی توانند احساسات مادرانه خود را منتقل کنند بهمین منظور وبا هدف کمک به خانواده های ایرانی کانون مشاوران ایران و مرکز مشاوره آماده این هستند با کمک مشاوران خود بشما خانواده های ایرانی کمک کنند.

  • ارديبهشت

    مشکل دیر به خواب رفتن در کودکان


    ارسال شده توسط: هیروو

    خواب برای کودک همانند تغذیه لازم و ضروری است. بسیاری از کودکان برای به خواب رفتن مشکل دارند و به موقع نمی‌خوابند، در کودکان معمولا بی‌خوابی اوایل شب اتفاق می‌افتد و به اصطلاح به آن بی‌خوابی شبانه گفته می‌شود. احتیاج به خواب در انسان‌ها در سنین مختلف متفاوت است. به عنوان مثال بطور متوسط یک کودک دوازده ساله ، به نه ساعت خواب و یک کودک چهار ساله ، به یازده و نیم ساعت خواب احتیاج دارد.

    البته این مسئله بین کودکان با هم در یک سن فرق می‌کند. کودکی که شبها با آرامش و به حد کافی خوابیده، روز بعد به موقع از خواب بیدار می‌شود و ا گر به حد کافی نخوابد، صبح روز بعد به علت کافی نبودن مقدار خواب بهانه گیر و کج رفتار می‌شود و کمتر شاد به نظر می‌رسد و انرژی کمتری دارد. در بچه‌های بزرگتر ، به اندازه نبودن خواب شب آنها را خسته حساس می‌کند و نمی‌توانند بر روی درس تمرکز کنند.
     

    عواملی که سبب دیر به خواب رفتن در کودکان می‌شود

    والدین در خواباندن کودک نقش مهمی را ایفا می‌کنند، حتی عده‌ای از کودکان تا زمانی که یکی از والدین خصوصا مادر در کنارشان نباشد، به خواب فرو نمی‌روند. عواملی که سبب دیر به خواب رفتن در کودکان می‌شود، ممکن است دلایل متعددی داشته باشد. وقتی می‌بینید کودک شما در به خواب رفتن مشکل دارد، بهتر است به موارد زیر توجه کنید:
    • آیا ساعت مشخص و منظمی برای رفتن کودک به تخت وجود دارد؟
    • آیا کودک در تخت خود احساس خوبی دارد (به عنوان مثال محیط اتاق خواب برایش مطبوع است؟ خیلی روشن یا تاریک نیست؟ زیاد گرم یا سرد نیست؟ آیا تخت مرتب شده و یا تشک خوبی دارد؟ )
    • آیا بچه‌های متعدد در یک اتاق می‌خوابند و همدیگر را بیدار نگه می‌دارند؟
    • آیا کودک شما در طول روز مسائلی داشته که فکرش را به طور مداوم مشغول می‌دارد و وی را هیجان زده می‌کند و باعث اختلال در خواب می‌شود؟ (مثال: هیجانات ، دعوا و درگیری ، فیلم‌های مهیج و یا تولد بچه دیگر )
    • آیا ممکن است سر و صدا زیاد باشد و مانع خواب کودک شود؟
    • آیا مهمان آمده و کودک تمایل دارد ترجیحا بیدار بماند؟
    • آیا کودک در اتاق وقتی تنها است احساس ترس می‌کند؟
    در کل دلایل متفاوتی می‌تواند باعث نرفتن به موقع کودک به طرف تخت خود شود.

     

    راه حل‌هایی برای خواب راحت داشتن کودک

    واقعیت این است که برای خوابی راحت داشتن در شب برای کودک تنها یک روش وجود ندارد، راه حل‌ها و توصیه‌های گوناگونی در این زمینه وجود دارد :
    • برای کودک‌تان زمان خواب با مشورت با خودش تعیین کنید و وقتی به زمان خواب وی نزدیک است به کودک باید حتما فرا رسیدن زمان خواب را یادآوری کنید، آنها به برخورد قاطع شما و یک قرار ثابت برای خواب نیاز دارند.
       
    • سعی کنید برو به اتاق خوابت مثل یک عمل تنبیهی به نظر نرسد و به جای آن می‌توانید به کودک بگویید که لازم نیست بخوابی بلکه باید در تخت خودت استراحت کنی، وقتی جنبه اجبار برای خواب از بین برود احساس آرامش و خواب خود به خود به وجود می‌آید.
       
    • تشویق کودک با صحبت و با عمل ، به این صورت که هر شب به وقت شناسی و در رختخواب رفتن وی جایزه بدهید. جایزه می‌تواند یک خوراکی ویژه قبل از خواب مثل یک لیوان شیر یا خوراکی که کودک دوست دارد باشد و یا به عنوان تشویق یک لباس خواب نو و قشنگ به او هدیه بدهید.
       
    • می‌توانید قبل از خواب با یک عمل مطبوع مثل : قصه گفتن و یا گوش کردن به نوار قصه و یا لالایی روزش را به پایان برسانید. همین طور حمام کردن و ماساژ قبل از خواب و یا تکان دادن کودکان کوچکتر به آرامی ، مفید خواهد بود.
       
    • سعی کنید هنگام خواب ، کودک لباس خواب راحتی بپوشد و اتاق خواب کودک تهویه خوبی داشته باشد و لحاف‌های سنگین را برای او نگذارید. توجه کنید کودک شما یک محل خواب مطبوع داشته باشد که خوب به نظر برسد مثل یک اتاق شخصی و یا تخت شخصی.
       
    • فعالیت‌های بدنی کودک مانند: بازی کردن در پارک، برنامه‌های ورزشی و ... را در طول روز افزایش دهید. البته باید این بازی‌ها تا غروب ادامه داشته باشد و بتدریج فعالیت کودک را از زمان غروب به بعد کاهش داده و به جای بازی‌های پر تحرک ، فعالیت‌هایی مثل: مطالعه کردن و شنیدن قصه و یا تماشای تلویزیون را جایگزین کرد، باید سعی کرد قبل از خواب بازی‌های هیجان انگیز مثل بازی‌های کامپیوتری انجام ندهند و یا فیلم‌های هیجان انگیز نبیند.
       
    • اگر کودک در شب سخت به خواب می‌رود به او اجازه خوابیدن در طول روز را ندهید.
       
    • به خاطر داشته باشید مصرف شبانه برخی از مواد غذایی مانند : چای و یا نوشابه ، خواب کودک را کاهش می‌دهد.
       
    • اگر کودک شما در اتاق خواب خودش می‌ترسد خیلی مهم است که شما ترس او را جدی بگیرید، کودک را آرام کنید و سعی کنید با هم پی به علت ترس ببرید. به کودک این فرصت را بدهید که در مورد مشکل احتمالی و هیجانات یا چیزهای جالبی که در روز برایش اتفاق افتاده با شما صحبت کند، حتی کودک می‌تواند وقتی در تخت خود دراز کشید از زبان خودش داستانی برای شما بگوید و در مورد این داستان با او صحبت کنید و مطمئن شوید که تخیلات در ذهن او نماند. این مسئله کمک می‌کند که کودک با آرامش بیشتری به خواب فرو رود.

    مقدار لازم خواب برای کودکان در سنین مختلف چقدر است؟

    معمولا کودکان و نوجوانان 8 ساعت در شبانه روز می‌خوابند و مقدار نیاز به خواب در انسان‌ها را نمی‌توان به طور دقیق گفت به این دلیل که مقدار خواب بر اساس نیازهای فرد فرق می‌کند. اما به طور میانگین می‌توان گفت: یک نوزاد در 24 ساعت بین 19 تا 20 ساعت می‌خوابد.

    یک کودک 1 ساله معمولا در شبانه روز بین 14 تا 15 ساعت در خواب است، همینطور یک کودک 3 ساله در 24 ساعت به طور میانگین 12 ساعت در خواب است و یک کودک 5 ساله معمولا در شبانه روز 11 ساعت می‌خوابد و همچنین یک کودک 7 ساله در طول 24 ساعت به طور میانگین 9 تا 10 ساعت می‌خوابد .
     

    دیر خوابیدن کودکان زیر 1 سال که تقریبا زیاد مشاهده می‌شود چه علتی دارد؟

    خواب یک نوزاد به طور کل با خواب بزرگسالان تفاوت دارد و ما نمی‌توانیم توقع داشته باشیم که بتوانیم نوزاد را به خواب منظمی عادت دهیم ، خواب نوزاد قبل از 3 ماهگی خیلی سبک است و نوزاد می‌تواند بر اثر گرسنگی و سر و صدا از خواب بپرد. در واقع این به این دلیل است که خواب نوزاد در این مرحله به این صورت است که او در جریان خواب ، در مرحله خواب سبک و سپس خواب سنگین در تناوب است و تدریجا با رشد سنی او این خواب به مراحل عمیقتری تبدیل می گردد.

    معمولا از 3 ماهگی خواب کودک ریتم پیدا می‌کند و در 6 ماهگی کودک می‌تواند تمام شب را یکسره به خواب رود و در صبح و بعد ظهر خواب کوتاهی داشته باشد. در مورد کودکان بین 9 تا 12 ماه می‌توان گفت که این کودکان در این سن به این دلیل که می‌خواهند محیط اطراف را شناسائی کنند و میل به شناخت محیط اطراف آنها را فعال می‌کند، معمولا دیر به خواب فرو می‌روند.
  • ارديبهشت

    نحوه برخورد با کابوس کودکان


    ارسال شده توسط: هیروو

    در این حالت کودک به علت دیدن خوابهای ترسناک از خواب بیدار می‌شود و اغلب بخشی از خوابی که موجب ترس وی شده و یا تمامی آن را به یاد می‌آورد. در این زمان کودک اکثرا در رختخواب خود می‌نشیند و فریاد می‌کشد و یا گریه می‌کند و یا به طرف اتاق خواب و تخت والدین می‌آید و از آنها تقاضای کمک می‌کند. گاهی هم ممکن است کودک دچار وحشت شبانه در خواب شود و با صدای بلند در خواب داد بکشد و گریه کند اما از خواب بیدار نشود.

    علل کابوس

    علل و موجبات اصلی کابوسها ممکن است بر اثر رویدادها و مسائل ترسناکی باشد که کودک در طی روز در تلویزیون می‌بیند یا در داستانها و کتابها می‌خواند و یا اطرافیان تعریف می‌کنند و یا اصولا مسئله‌ای باشد که کودک خود شخصا با آن رو به رو است مانند: دعواها ، مشکلات احساسی و در بچه‌های بزرگتر مشکلات در مدرسه و شاید سختی تکالیف درسی و غیره. همچنین کابوسهای کودک می‌تواند تاثیراتی از اعمال روزانه باشد، یک روز فشرده و سخت می‌تواند باعث کابوس هنگام خواب شود.

    البته خوابهای وحشتناک می‌تواند از تخیل کودک هم شکل بگیرد بدون اینکه معنای خاصی داشته باشد. در بچه‌های کوچک این خوابها قسمتی از رشد آنهاست و وقتی از خواب می‌پرند بلافاصله به خواب می‌روند و در فردا آن روز چیزی به یاد نمی‌آورند. هر کابوسی به این معنی نیست که مسئله‌ای وجود دارد. در کودکان تب ، مریضی ، زیاد یا دیر خوردن غذا می‌تواند نقش مهمی در کابوس داشته باشد.

    نحوه برخورد والدین با کابوس

    نحوه بر خورد والدین هنگام دیدن خوابهای وحشتناک به این گونه است که: هنگامی که کودکی در دل شب فریاد کشید، بی آن که از خواب بیدار شود، باید او را نوازش کرد و آرام در گوشش لالایی نجوا کرد و در این هنگام نباید کودک را حتی‌الامکان از خواب بیدار کرد. اما زمانی که کودکتان از صدای فریاد خودش بیدار شد، همچنان وحشت زده و ترسیده است او را در آغوش بگیرید و یک لیوان آب به او بدهید و او را نوازش کنید و با صدای آهسته برایش تعریف کنید که این فقط یک خواب بود و گذشت، آنچه که دیدی همه در خواب بود.

    حتی اگر کودک معنی واژه رویا را هنوز یاد نگرفته باشد، طنین آرام بخش صدایتان او را تسکین خواهد داد و به او خواهد فهماند که آنچه که دیده واقعیت نداشته است، و اگر کودک باز هم بی‌قراری کرد می‌توان چراغ را روشن کرد و گفت بیا به دنبال آن چیزی که می‌ترسی بگردیم و یا به او بگوییم چراغ را برایت روشن می‌گذارم. البته امکان دارد که در بعضی موارد ، صحنه‌هایی از آن کابوس وحشتناک در ذهنش دوباره تکرار شود و از ترس اینکه دوباره آن منظره‌های وحشتناک را ببیند از رفتن به رختخواب امتناع ورزد، توصیه‌ای که در این زمان وجود دارد این است که موضوع خوابی را که کودک عنوان می‌کند را به شکل دیگری به پایان برسانیم به این شکل که مثلا اگر خواب اژدها را دید به او بگوییم که در انتها تو شمشیری داشتی و اژدها را کشتی.

    سعی کنید وقتی کودک خواب ترسناک می‌بیند و به طرف تخت شما می‌آید او را به تخت خودش باز گردانید چون بعدا خیلی مشکل است که شبهای بعد در اتاق خودش به خواب رود و سعی کنید پیش کودک تا به خواب رفتن وی بمانید و بعد اتاق او را ترک کنید. هنگامی که احساس می‌کنید دیدن کابوس در کودکتان به علت این است که ذهنش مشغول مسئله‌ای است باید دقت کنید که چه چیزی در زندگی کودک تغییر یافته است. البته باید از خود کودک کمک گرفت و یک سئوال باز و دقیق پرسید مثلا دیشب چه خوابی دیده بودی؟ یا دقیقا از چه چیزی می‌ترسی؟ و بگذاریم خودش تعریف کند و سعی کنیم بین صحبتهایش حرف نزنیم با دقت گوش کنیم.

    زیرا کودک با این عمل ما احساس خواهد کرد که وی را درک می‌کنیم. البته در کودکانی که کوچکتر هستند نباید انتظار داشته باشیم که خوابشان را واضح بتوانند بیان کنند زیرا کودکان در سنین پائین نمی‌توانند دقیقا خوابی را که دیده‌اند به روشنی برای دیگران تعریف کنند و فقط ممکن است یک لغت بگویند مثل: زن بد جنس یا سگ بزرگ. در این صورت باید به آنها گفت که در واقعیت و در اتاق او چیزی وجود ندارد و می‌توان به همراه کودک همه جای خانه را جستجو کرد.

    پیشگیری

    شبها سعی کنید همیشه یک چراغ خواب در اتاق کودک روشن باشد و در تاریکی قبل از اینکه کودک به خواب رود به وسایل در اتاق کودک نگاه کنید که بد نمانده باشد مثلا سایه یک صندلی ممکن است برای کودک ایجاد ترس کند. و یا می‌توان یک عروسک به کودک داد و یا در اتاق او آویزان کرد و به او بگویید که این عروسک جلوی خوابهای بد را می‌گیرد.

    سعی کنیم کودکان قبل از به خواب رفتن فیلمهای خشن و ترسناک نبینند و یا بازیهای خشن و هیجان انگیز انجام ندهند، سعی کنید قبل از به خواب رفتن کودک برایش قصه بخوانید (البته نه قصه های هیجان انگیز) و یا یک مسئله که برای کودک جالب است برایش تعریف کنید و به او بگویید: امیدوارم امشب در موردش خواب ببینی. شما می‌توانید یک موقعیت روحی خوب و آرامش قبل از خواب ، برای کودکتان ایجاد کنید.
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

ورود کاربران

موضوعات

آخرین مطالب ارسالی

نظرسنجی

    به نظر شما مطالب وبلاگ چگونه است؟

خبرنامه

مطالب پربازدید

آرشیو

آمار بازدید